خواهی که اگر جهان به کام تو شود
یـا سکـه ی عاشقـی بـه نام تو شود
بـرسینـه بـزن مـهـر غـلامـیِ علی
تـا هرچـه امیر است غلام تو شود
برچسب ها : مهر غلامي علي , دوبيتي هاي اميرالمومنين , رباعي اميرالمومنين , امير جهان , اشعار اميرالمومنين
خواهی که اگر جهان به کام تو شود
یـا سکـه ی عاشقـی بـه نام تو شود
بـرسینـه بـزن مـهـر غـلامـیِ علی
تـا هرچـه امیر است غلام تو شود
به قرآن و به تورات و به
اِنجیل
قسم بر اِنفِطار و سوره ی فیل
ولایت قلعه ی مُستَحکَمی است
بود حِصنِ امان حَق، ز تَضلیل
لب را به جز از مدح علی وا نکنی
با دشمن فاطمه مدارا نکنی
گر منتظر یوسف زهرا هستی
غیر از فرج از خدا تمنا نکنی
ذکر لبها و دلم هر سحر و شام علیست
عشق من ، نور دلم ، سرور و آقام علیست
عاقلی طعنه زنان خواند مرا دیوانه
خوش به حال من دیوانه که مولام علیست
شاعر: وحيد محمدي
يــک مـعــمـايي بـــه ســر دارم عـجيـب
مـــانده ام حيران در ايــن شــــعر غريب
چـــون عــلي دانــــد رمـوز خــيـر وشـر
مــن خـــدا خـــوانـم عــلي را يــا بشر؟
بی حُب علی پـــا به حَرم مگذارید
گــرکـعــبه بُــوَد حَرم قـدم مگذارید
پــُـرسند اگــر نـــام و نـــشانم گویم
من حیدری ام سَربه سَرَم مگذارید
هستی مثل ساقی کوثر نداشته ست
اعجاز خلقت است و برابر نداشته ست
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته ست
نگـاهی بر نجف انداختم من
حَرَم را دیدم و دل باختم من
نمی خوانم خدا او را ولی از
خدایش هـم جدا نشناخـتم مـن
گر حب علی رابه دلت راه نباشد
ای منکر مولا ز علی عیب نباشد
تقصیر برآن نطفه ناپاک گذارید
چون مهر علی بردل ناپاک نباشد
شاعر: محمد دستان
هو هو نکنم جنون مـرا مـی گـیـرد
مـیخانه غم دوباره پــا مــی گـیــرد
هوهو نـکنم ز عـاشقی مــی مـیرم
از مـردم ایــن زمــانـه مـن دلگیرم
باز زانو زده دل پشت بقيع
تا زند دست به دامان شفيع
حزن اين خاك به دل بنشسته
دل مغموم، دل بشكسته
وقتی که تو را کشان کشان میبردند
یک فصل جدید از نگاهت خواندم
تو مظهر تسلیم و رضا بودی و من
با ذکر علی بر سر پیمان ماندم
شاعر: مستعان
علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست
علی است اهل کسائی که محورش زهراست
علی است صاحب بیت شرافت و عظمت
علی ابوالحسنین است و همسرش زهراست
علی شاه علی ماه، علی نصر من الله
علی ورد لب هر دل آگاه
علی اصل وجودم، علی بود و نبودم، علی روی سجودم
علی ذکر لب رب ودودم
شکر خدا مست مِی کوثرم
شکر خدا فاطمه شد مادرم
شکر خدا اهل تولا شدم
عاشق ذریه زهرا شدم
حيدر كه به ملك كل هستي شاه است
از حال تمامي بشر آگاه است
قرآن به طواف اوست دائم مشغول
چون نقطه زير باء بسم الله است
مسعود يوسف پور
دست بردار دلم نیست غم انگار خدا
چه کنم با غم این بانوی بیمار خدا
یک نفر نیست بگوید که در این شهر غریب
یاس دلخسته کجا و در و دیوار خدا !!
دستي به روي سينه تو هم احترام كن
همراه من به ساقي مستان سلام كن
ساقي سلام جرعه آبي به ما بده
ساقي سلام جام شرابي به ما بده
نیمه شب بین شهر می رفت و، لحظه ها مثل خواب رویا بود
چه غریبانه راه می آمد، بی حریم و چقدر تنها بود
بین آن های و هوی ساکت شهر، نفسش بند آمد و ناگاه
«بین دیوار و در به هوش آمد»*، توی کوچه چقدر غوغا بود
ای شیعه به ناصبی بجای کل کل
برگو که عقیده اصل باشد نه عمل
وهابی خــر! بدان که فردا ، محشر
صاحب علی ، است مابقی ول معطل
باز مرغ غزلم میل پریدن دارد
تا به ایوان نجف شوق رسیدن دارد
نمک سفره ام از حضرت زهراست ولی
باده از دست یدالله چشیدن دارد
دل نیست سرای کینه و شر باشد
اسلام به دین مرتضی کامل شد
هر کس که نگشت شیعه کافر باشد
مجموعه رباعیات شاعر اهل بیت حمید ضیاء یزدی در منقبت امیرالمومنین علیه السلام
هرکس که به سودای علی سر دارد
آخر به چه کس نیاز دیگر دارد
جای عجبی نیست به استقبالش
دیوار دل کعبه ترک بر دارد
گـر تـمـام عـرش را دفتر کنیم
گـر تـمـام بـحـرها جوهر کنیم
گـر درختـان جهـان گردد قلـم
گـر تـمـام دست هـا گردد عَلَم
حرمت خانه ی کریمان است
خادم هر درت سلیمان است
صحن زیبای تو چونان دریاست -
- و ضریحت شبیه مرجان است
مقصود و مراد اهل راز است علی
تفسیر بهشت دلنواز است علی
تبیین زکات سر حج روح جهاد
حیثیت روزه و نماز است علی.
عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی چه گدایی دارد
من بین صفا و مروه هم میگویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد
شاعر قاسم صرافان
در زندگيم اگر كميتم لنگ است
يكسر به لبم علي مدد آهنگ است
از غير علي مدد نگيرم هرگز
زيرا كه مدد ز غير مولا ننگ است
حق روز ازل كل نعم را به علی داد
بین حكما حكم حكم را به علی داد
معنای یدالله همین است و جز این نیست
كاتب كه خدا بود قلم را به علی داد
دلی كه خانه مولا شود حرم گردد
كز احترام علی كعبه محترم گردد
من از شكستن دیوار كعبه دانستم
كه هر كجا كه علی پا نهد حرم گردد
حک شده با خط زیبا این چنین
حب تو حیدر ثواب اندر ثواب
بغض تو با کفر می گردد قرین
دیوانه با دیوانگی فرزانه با فرزانگی
عشاق عشق سرمدی محو ولی الله شد
آدم به آوای جلی چون گفت صوت یا علی
درها به رویش باز شد آنگه صفی الله شد
عالم همگی مظهر انوار علی است
جبریل امین محرم اسرار علی است
هر کس به جهان کار خدایی کرده
آثار خدایی همگی کار علی است
ارسالي توسط « عقايد شيعه »
مشت خاکی بوده ام ، آدم شدم
اشرف مخلوق بر عالم شدم
یادم است روزی که امواج ملک
سجده آوردند بر من تک به تک
عبادت را علی معنا نموده
گره از کار مردم وا نموده
کند انکار هر کس مرتضی را
به درد آورده او قلب خدا را
در جنگ ز هیبت تو می ماند عدو
تنها به فرار اسب میراند عدو
در دست تو ذوالفقار را تا می دید
از بهر خودش فاتحه می خواند عدو
شهر آرامش بگیر آهسته ترکت میکنم
چند سالی باتو بودم ،رفع زحمت میکنم
در مقامم آیه های «هل اتی...»آمد ولی
یک نفر بر پیکرم باشد قناعت میکنم
تا حب علی مرا بود در رگ و پوست
رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست
جز نام علی لب به سخن وانکنم
از کوزه همان برون تراود که در اوست
ارسالي توسط « عقايد شيعه »
عشق ازلي تا به ابد خواهد بود
بر عاشق مرتضي مدد خواهد بود
بي عشق علي به روز محشر جانا
كليه ي اعمال تو رد خواهد بود
واعظی ماه مبارک جای بر منبر گرفت
در معانی از بیان خود را سخن پرور گرفت
از رجال و صرف و منطق حکمت و فقه و اصول
راه استدلال از اخبار پیغمبر گرفت
ارسالي توسط « عقايد شيعه »
ساغر بكفم ناد علي ميگويد
مِي در دهنم سينجلي ميگويد
در ميكدهء عشق دل شيدايم
هو حق مدد علي علي ميگويد
من تا دم مرگ یا علی خواهم گفت
هم مدح نبیّ و هم ولی خواهم گفت
بر روی صراط تا ز دوزخ بِرَهم
ناد علیاً سینجلی خواهم گفت
ارسالي توسط « عقايد شيعه »
بسم اله آغاز من است ، انجام هرکار من است
سر باختم بر در گهش ، حیدر چو سر دار من است
نقل سخن نام علی است ، دل واله جام علی است
مرغ دلم ، یک مکان دارد آن بام علی است
دیشب به لطف کردگار آن خالق ارض و نگار
رفتم به سوی کوی یار چون عاشقی دیوانه وار
دربان چودیدم بی قرار گفتم که باشی ای نگار
گفتا نی ام از این تبار ناری نیم نوری تبار
دعوی خلافت به سند می باید
من کنت حدیث را مدد می باید
این جای نفاق منکر و خائن نیست
این مسند شیر است اسد می باید
ارسالي توسط « سيد عبدالحيدر »
طمع از اين و آن داريم در دل
كمي هم ترس جان داريم در دل
علي را دوست مي داريم اما
مرام كوفيان داريم در دل
شاعر : عبدالرحیم سعیدی راد
با فاطمه خیر النسا گفتند با هم مدعا
بود حرف شاه اولیا با فاطمه خیر النسا
محبوب تر باشم گلا من نزد بابت مصطفی
اين شعر بسيار زيبا، مضمون روايتي از حضرت محمد (ص) درباره فضيلت
اميرالمومنين صلوات الله عليه و آله است كه به همه اهل معرفت اين شعر را
توصيه ميكنم.
در مدینه مجلسی پر شور بود
مجلس ختم الرسل پر نور بود
جمع اصحاب رسول اله در آن
بینشان پیغمبر والا نشان
شاعر : سيد عبدالحيدر
حق روز ازل کل نعم را به علی داد
بین حکما حکم وحکم را به علی داد
این نیست عجب گر که بگویم
کاتب که خدا بود قلم را به علی داد
از نسل علی یک علی آمد به خراسان
یعنی که خدا کل عجم را به علی داد
پیغمبر مختار علم را به علی داد
ارسالي توسط « سيد عبدالحيدر »
باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد قلم نیست که قرآن بنویسد
هر دست گدایی که به سوی تو دراز است
مفهوم قنوتی است که در بین نماز است
روايت است كه حضرت علي عليه السلام استاد حضرت جبرئيل ملك است و اين شعر هم در پي اهانت شبكه وصال به اين روايت:
ای عدو آگه نی از سر مولایم علی
گوش کن تا گویمت از سر آن نور جلی
جبرئیل اندر کنار مصطفی روزی نشست
چون که وارد گشت برآنها همی شاه الست
شاعر: « سيد عبدالحيدر »
ما نام علی ورد زبان ساخته ایم
بر دشمن مرتضی علی تاخته ایم
ما شیعه که نه محب حیدر هستم
والله هنوز تو را نشناخته ایم
بدبخت می شود هر که ز مهرت رها شود
بیچاره می شود هرکه ز حبت جدا شود
دستش دراز نیست به هر جا و هر طرف
هر کس به درب خانه ی لطفت گدا شود
احمد اگر هست حبیب خدای خود
تودست و چشم وگوش خداوند اکبری
گر حق داد تاج نبوت به احمدش
برفوق تاج احمدی تابنده گوهری
تیغت گه نبرد فضا را درید وگفت
صد مرحبا به پنجه و بازوی حیدری
فخر خدیجه این که بود همسر رسول
فخر توبس که همسر زهرای اطهری
دیوانه وار حق دور تو دور می زند
معنای عدل و حقی و معنای مهتری
ارسالي توسط « سيد عبدالحيدر »
گفتم امير ماسوا گفتا علي باشد علي
گفتم يد مشکل گشا گفتا علي باشد علي
گفتم که ابراهيم را نمرود آتش مي زند
خلاق گل در شعله کيست گفتا علي باشد علي
ارسالي توسط « سيد عبدالحيدر »
آن خسرویی که قبعه اش از عرش برتر است
شیر خدا ولی خداوند اکبراست
شهر نجف زمقدم قدمش باصفاست
خاکش در و فضایش پر از مشک انبر است
ارسالي توسط « سيد عبدالحيدر »
عاشق دلدار توام وارده
توف حریمت بمن زار ده
قبلگـــــــــــه قبلنما را ببین
ارسالي توسط « سید عبدالحیدر »
كعبه ام من حرم ایزد منان به كفم
من از این منسب والا همه دم در شعفم
كعبه ام، لیك خودم عاشق شهر نجفم
چون علی گوهر من بود من او را صدفم
حاجیان كوی من و منكه به كوی علی ام
جز پای علی در ابدالدّهر رَدی نیست
تکیه به علی کن که بجز او مددی نیست
رستم که از او دم زده فردوسی طوسی
در پیش علی رستم دستان عددی نیست
شاعر: مداح مظلوم آقا سيد جواد ذاكر (ره)
با تشكر از عشق حسين (ع)
من موهبتي خاص ز داور دارم
چون در دل و جان ولاي حيدر دارم
از مهر و تولاي علي و آلش
سلطانم و تاج نور بر سر دارم
هردلی که دچار لیلا بود
خوشی روزگار لیلا بود
از کرامات عاشقی است اگر
نام مجنون کنار لیلا بود . ..
چون خواست علي به كعبه آيد به وجود
از بهر علي، خدا در از كعبه گشود
در بسته بداد خانه خود را به علي
يعني كه علي است خانه زاد معبود
***
بر معرفت علي كسي را ره نيست
هر كور دلي محرم اين درگه نيست
سر بسته بگويمت علي سرّ خداست
از سرّ خدا به جز خدا آگه نيست
مولای ما نمونهء دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
خدا همین که تو را آفرید تحسین کرد
برای شخص شخیصت بهشت تضمین کرد
خدا همین که تو را آفرید، ختم رسل
تمام عرش خدا را به شوق آذین کرد
به قلبم سوره ی کوثر نوشتند
دلم را بنده ی حیدر نوشتند
بخ کوی عاشقی در لوح سینه
صدو ده مرتبه حیدر نوشتند
مجنون صفتیم و دم ز دلبر زده ایم
ما یک دلگان به سیم آخر زده ایم
دزدان فدک منافق و گمراه اند
ما بوسه به خاك پای حیدر زده ایم
پینه ی دست تو گندمکار بود
زارع دشت تبسم زار بود
"هیچ کس" هم مخفی از دیدت نشد
بسکه چشمان تو مردم دار بود
تا هیئت و بیرقی به عالم برپاست
تا ذکرحسین بن علی بر لبهاست
گر مدعیان سرم زتن اندازند
گویم فقط علی امیر دلهاست
بیا دوباره برای ما
بخوان تو خطبهی خلقت را
که پرده پرده فرو ریزی از این زمانه جهالت را
چه اتفاق پر از نوری در ارتفاع دلت رخ داد؟
که از زبان تو جاری کرد هزار چشمهی حکمت را
با يك نگاه محرم اسرار مي شوم
پروانه وار ميثم تمار مي شوم
سرمست جرعه هاي توام، حضرت شراب
من جاي كعبه، ميكده هوشيار مي شوم
آدم نه به گندم جنان راغب بود
شوق دگري بر دل و جان غالب بود
مي جست بهانه اي كه آيد به نجف
مقصودش علي بن ابي طالب بود
ما مانده و عشقي ازلي تا آخر
پيوسته شبيه غزلي تا آخر
يك جمله و بس تمام حرفم اين است
ماييم و ولايت علي تا آخر
بی ذکر علی صومعه و دیری نیست
کس را پـی درک ذات او سیری نیست
گویند که از غـیر علـی چشـم بپوش
هـر جـا نگـرم علـی بـود غیـری نیـست
در مخزن لا يموت دردانه علي است
در كون ومكان اميرو فرزانه علي است
در كعبه بزاد تا كه بر اهل جهان
معلوم شود كه صاحب خانه علي است
یا علی مدد
ای شیر خدا، علی عالی، دستی
ای بر همه کاینات والی، دستی
تو دست خدا و دست من رفته ز دست
ای دست خدای لایزالی! دستی
شاعر: آيت الله تبريزي
ارسالي از « یه بچه از دست خدا »
کاش می شد خطابمان بکند
با نگاهی شرابمان بکند
کاش می شد ابوتراب جهان
زیر پایش ترابمان بکند
رفتم به در كعبه كفن بر گردن
آنقدر گريستم كه تر شد دامن
گفتم كه شفيع ما گنهكاران كيست؟
شاه نجف از ميانه برخاست، كه من
هر صفا با علی صفا دارد
هر کسی با علی خدا دارد
روی قلب ستاره بنویسید
مثل آقای ما کجا دارد ؟؟
تنهایم و به غربت خود گریه میکنم
بر وسعت مصیبت خود گریه می کنم
من آن امیر خسته دل و بی جماعتم
از دوری جماعت خود گریه می کنم
با دست ولا درب جنان كوبيدم
از حلقه در نام علي بشنيدم
يعني كه خداوند جهان فرمايد
دربست جنان را به علي بخشيدم
ارسالي توسط « مجنون كربلا »
تا دست را به قبضه ی شمشیر می برم
عالم گواه می شود این را که حیدرم
فرمان حق رسیده علی جان! صبور باش
بانو نمی شود که از این امر بگذرم
روز محشر وقت رسیدن ز من رب جلی
گفت تو غرق گناهی گفتمش یا رب بلی
گفت پس آتش نمی گیرد چرا جسم تو را
گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی
**الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت مولا علی علیه السلام**
یا علی مدد
بر بلندای فلک ذکر ملائک یا علیست
هر که گوید یا علی در روز محشر با علیست
در طواب کعبه گر با دیده ی دل بنگری
هر طرف آئینه ای باشد کزان پیدا علیست
گر خدا خوانم علی را کفر باشد کفر محض
به که گویم المثنای حق یکتا علیست
گفتا به علی، نبی که بختت یار است
گویم سخنی که فهم آن دشوار است
از پیرو تو کسی به دوزخ نرود
از پیرو من جهنمی بسیار است
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
******
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدن
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
ما را به محبت علی بخشیدند
*الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی (ع)*
من که از مینای عشقت مست مستم یا علی
لاف یکرنگی زنم چون حق پرستم یا علی
شعله عشق تو و بغض عدویت دائما
گشته مانوس دلم جانم فدایت یاعلی
عمريست كه دم بدم علي ميگويم
در حال نشاط و غم علي ميگويم
تا حال علي گفتم و انشاالله
در باقي عمر هم علي ميگويم
پ.ن : عيد همه شما دوستان عزيز مباركباد و انشاالله اين عيد با ظهور حضرت مهدي عج كامل بشه و خدا رو شكر ميكنيم كه هميشه ذكر اميرالمومنين علي صلوات الله عليه و آله بر روي لب هاي ما جاري بوده و انشاالله هميشه از مريدان مولا باشيم و در سال جديد هم بيش از پيش در راه مولا و دفاع از مولا گام برداريم.
در ملک عدد خدای اعداد یک است
رخسار علی به بزم ایجاد تک است
دانی که طعام بی نمک خوش نبود؟؟
یعنی که خدای بی علی بی نمک است
*الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی (ع)*
علی مرتضی تا چشم بگشود
خدا فرمانروائی را به او داد
برای حل درد و رنج مردم
خدا مشگل گشائی را به او داد
ميهمان اين هفته حديث اشك
شهيد
سيد عباس سادات موسوي
ناز و نیاز
سیدعلی لواسانی
رحيم سجادي
(بنواری"مهاجر)
شاعر اهل بيت (ع) عليرضا شاهنوش
فاطمه خمسي
محمد شريف (باران)
فاطمه وثوقی
پايگاه شعر سهيل عرب
عشق عليه السلام
عشق زلال
كفشدار
فرشته هاي تبعيدي
مجتبي صمدي شهاب
حسينيه خدا
داود رحیمی
عطش135علی کاوند
آیینی
سلام بر شبیر
مجيد رجبي
غزلواره
کربلایی مسعود اصلانی
بیت های سوخته
چوپ خط جمعه ها
...او خواهد آمد
دو بیت تا حرم
شاعر اهلبیت مهدی مومنی(تمار)
التیام
عاشورائیان
يك غزل مانده به تو
شعر و شعور
آوای سوخته
حرف دل
من غلام قمرم
دل نوشته های یک روسیاه
دو سه خط یاد حسین (ع)
شهاب شب
بیت به بیت
سرمایه محبت زهراست دین من ...
فصل سبز وصل
محسن ناصحی
زلال آینه
رضا اسماعیلی
احسان بمانی
کربلایی پوریا روح نواز
سید علی رکن الدین
پلاک 110
متلک
خونین دلان
قاسم نعمتی
تمامي حقوق مادي و معنوي متعلق به نويسندگان حديث اشك مي باشد .
2012 Copyright © طراح قالب : حديث اشك | اشعار اهل بيت (ع)
